
درناکجا آباد دنیا
در شهر مترسک های مرده
ستاره ها به دنیا می آمدند
انها میخندیدند
میرقصیدن
آنها فرشته هایی داشتند
ستاره ها با شبنم های پاکی فرشته ها غسل داده میشدند
ولی ..
یواش یواش
آرام آرام
آغوش های کثیف موشهای فاضلابی شهر
آدمک های بی جان کشور
ستاره ها رو بی فروغ کردند
آنهارا کشتند و کور کردند
ستاره ها دگر نمیخندیدند
نمیرقصیدند
نمیخواندند
شراب شاد نمینوشیدند
چون ...
چون فرشته ها رفتند
فرشته ها رفتند و ستاره ها کور شدند
...
...
سالهاست که ستاره ها با دست مترسک ها بی فروغ میشدند
فرشته ها میروند
ستاره ها کور میشوند
مدت هاست که بازی تکرار میشود
موش های فاضلابی تکرار میکنند
ستاره ها و فرشته هارو جدا جدا میکنند

كد چت روم
|